پاسبان، همراهمان راه میافتد
-اون یکیتون کجاس؟
همت میگوید
-رفته ترکمون بزنه
بریدهای از رمان جاودانهی همسایه ها از زندهیاد احمد محمود
میگویند ماهی راهروقت از آب بگیری تازه است؛ رمان همسایههای زندهیاد احمد محمود، از طراوات و تازگی نمیافتدو از آندست رمانهای آفریدهشدهای استکه قرار نیست گردگیر زمان شود.
داشت یادم میرفت، دیروزرفته بودم زادگاهم خلیفهمحله.
ساحل شلمانرود، شمار ماهیگیران از ماهیان بیشبود و گاوراهپرتی، یکی از آن شمار، شلوار و تُنُکه از کمربهزیر درآورده و بر سیخچوبکی بُزآویزکرده بود و ترکمون میزد!
یوسف علیخانی؛ نویسنده ای که با واژگان، می رقصد و می نویسد...
ما را در سایت یوسف علیخانی؛ نویسنده ای که با واژگان، می رقصد و می نویسد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 142 تاريخ: پنجشنبه 12 ارديبهشت 1398 ساعت: 6:14